ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
275
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
با كوشش خويش ، معانى و اغراض و هدفهاى ساير كتب جالينوس را استنباط نمايد و از قوهاى كه از خواندن آن شانزده كتاب پيدا كرده و بمنزلهء پايه و اساس بوده ، كمك بگيرد و به طرف مدارج بالاتر كه در ساير كتابهاست ترقى كند . در اين صورت اگر بگوئى دليل اسكندرانيها در تنظيم مراتب هفتگانه با خواندن آن شانزده كتاب چه بوده ؟ مىگوئيم : بعضى از آن كتابها فى نفسه قابل توجه و شايسته انتخاب بوده ، مثل كتاب « الفرق » كه لازم بود آن را مقدم بدارند ، تا متعلم از شكوك ( تشكيكات ) اصحاب تجربه ذهنش خالى و از افكار حيلهگران و مغالطه آنها دور گردد و رأى اصحاب قياس در مغزش ريشه نموده و به آنها اقتداء نمايد . اين كتاب بمنزلهء « الصناعة الصغيره » مىباشد ، زيرا چون در آن كتاب پرتوى از علم طب دارد ، شايسته بود كه بعد از كتاب « الفرق » آن را بخوانند ، كه در حقيقت بعنوان مقدمه و مدخل طب محسوب مىشود . بعضى از شانزده كتاب را بمناسبت آنكه بايد آن را در دنبالهء كتاب ديگرى بخوانند و مطالب آن بمنزلهء « الكتاب الصغير فى النبض » مىگردد مورد استفاده قرار دادهاند و آن دسته از كتب را تابع و دنباله « الصناعة الصغيره » قرار دادهاند ، زيرا جالينوس در جائى كه صحبت از مزاج قلب مىكند ، مسئلهء نبض را عنوان نموده است ، لذا بايد آن را بر « نامهء جالينوس به اغلوغن » مقدم داشت . در اين كتاب اخير جالينوس صحبت از تبها و نبض مىكند و اولين مطلبى كه از آن استفاده مىشود ، همان موضوع تبها مىباشد ؛ بعلاوه ترتيبى را كه استاد ابو الخير نقل كرده ، كه جالينوس به آن اشاره نموده بجان خودم قسم ، ترتيب صحيح طبى است ، يعنى هر صاحب صنعتى بايد از مرحله و روش روشن بمرحلهء خفى بتدريج سير كند و از درجهء پائين به مبدأ برسد ؛ تشريح علم مربوط به بدن و اعضاء آن مىباشد ، زيرا اولين موضوعى كه بر انسان جلوه مىكند و ظاهر مىشود ، همين تشريح و آخرين عملى كه طبيعت به كار مىزند نيز همان تشريح مىباشد ، زيرا طبيعت اولين چيزى را كه مىگيرد ( مورد عمل قرار مىدهد )